تبليغاتX
برپا


...

۴ شهریور ۶۹ بود.

شمعدانی بود.

شمعدانی گل نداشت.

میم نبود.

آزاد نبود.

امروز ٬

شمعدانی بود.

شمعدانی گل داشت.

کتاب بود.

انتظار بود.

خبری نبود.

باد بود.

کتاب بسته نماند.

...

 

+ چهارم شهریور 1387|نويد | 


 ....

 زن هراسان گفت:متاسفم که دیر شد!

 مرد بی آنکه چیزی بگوید، آرام روی نیمکت خیس نشست.

 آنها قراری نداشتند

 ...

 

+ هفدهم مرداد 1387|نويد | 


 

من بامدادم سرانجام
خسته
بي‌آن که جز با خويشتن به جنگ برخاسته باشم.
 هرچند جنگي از اين فرساينده‌تر نيست،
که پيش از آن‌که باره برانگيزی
آگاهي
که سايه‌ی عظيم ِ کرکسي گشوده‌بال
بر سراسر ِ ميدان گذشته است
تقدير از تو گُدازی خون‌آلوده به خاک اندر کرده است
 
و تو را ديگر
               از شکست و مرگ
 
                                        گزير
                                           
                                                نيست.
 
 
 
 
+ دوازدهم اردیبهشت 1387|نويد | 


 اين مقـاله به اختـصار در ابتدا، به مفهوم "گفتمان" و "تحليل گفتماني" در تشريح و شناخت بهتر انديشه هاي سياسي قدرت‌هاي جهان خواهد پرداخت و در انتها با بررسي گفتمان‌هاي چيره در عرصه بين‌الملل صرفا با بيان چند گزاره، چالشي را براي مخاطب در جهت کشف گفتمان مسلط و رايج بر فضاي فکري کشور پيش خواهد کشيد:
1 – گفتمان چيست؟ بي‌شک ريشه گفتمان را در "زبان‌شناسي" مي‌توان يافت. و سخن گفتن از تاريخ گفتمان امريست محال، زيرا اصولا «گفتمان چيزي است که چيز ديگر را توليد مي کند و نه چيزي که «در خود»، «از خود» و «براي خود» وجود يافته و مي تواند به گونه يي منفک و بريده از همه چيز مورد تحليل قرار گيرد.»1هدف از طرح اين موضوع اشاره به اين گزاره است که حقيقت بعنوان محصول گفتمان هماره مورد جست و جو و محل بحث فيلسوفان و انديشمندان تاريخ بوده است. پس نگاه کردن به "گفتمان" به عنوان وجودي که هميشه وجود داشته است و همه چيز را در بر مي‌گيرد و همه کنش‌هاي ما تحت سيطره اوست و به طبع آن پرداختن به "تحليل گفتماني" به روشن شدن ريشه و مبدا بسياري از نحله‌هاي فکري بشر کمک خواهد کرد. اين گفتمان‌ها هستند که انسان سازند و اين انسانها هستند که همگي در جهت تقويت و بسط "حقيقت" نهفته در گفتماني که با آن زندگي      مي‌کنند و در طول تاريخ گام بر مي‌دارند و در مقابل حقيقت گفتمان‌هاي ديگران (غيريت) مي‌ايستند و تا پاي جان از حقيقتي که در جيب خود دارند دفاع مي‌کنند.
اين گفتمان‌ها هستند که صحيح و غلط  بودن و صواب و ناصواب بودن را تعريف مي‌کنند و آنرا به تمامي کنش‌هاي جامعه تعميم مي‌دهند و نظام ارزشگذاري مخصوص به خود پديد  مي‌آورند.

بعنوان مثال جامعه‌اي که اعمال بازدارنده‌اي چون : اعدام، سنگسار و قطع عضو براي گنهکاران بعنوان مجازات در نظر گرفته مي‌شود را در نظر بگيريد و اين در حاليست که در جامعه‌ي اروپايي رفرم شده و رنسانس ديده، رويکردي کاملا متضاد نشان ميدهد و همين کنش در آن گفتمان تبديل به قبيحترين و ضد ارزشترين اعمال مي‌گردد. پس اين گفتمانها هستند که به اجتماع و به خصوص سياست هويت مي‌دهند. «هويت هاي اجتماعي و سياسي محصول گفتمان ها هستند.»2 .
اندر باب اهميت گفتمان همين بس که : «تحليل گفتمان... يک گرايش مطالعاتي بين رشته يي است که از اواسط دهه 1960 تا اواسط دهه 1970 در پي تغييرات گسترده علمي- معرفتي در رشته هايي همچون انسان شناسي، قوم نگاري، جامعه شناسي خرد، روانشناسي ادراکي و اجتماعي، شعر، معاني و بيان، زبان شناسي، نشانه شناسي و ساير رشته هاي علوم اجتماعي و انساني علاقه مند به مطالعات نظام مند ساختار و کارکرد و فرآيند توليد گفتار و نوشتار ظهور کرده است.»3
2 – تمام گفتمان‌هاي رايج در جهان براي سيطره جويي و "قدرت" طلبي دست به تضعيف معنا و حقيقت گفتمان‌هاي رقيب مي‌زنند و در اين ميان بازي، بازي هميشگي قدرت است و چون قدرت مولد و جان مايه سياست است؛ ناخودآگاه تحليل گفتماني با تحليل سياسي گره عميقي مي‌خورد.
 به عنوان مثال اگر گفتمان "نومحافظه کارانه" آمريکا را که بر پايه فسفه سکولاري و همچنين سياست و اقتصاد ليبرال است را در نظر بگيريم و آنرا، گفتماني چيره بر گفتمانهايي همچون سوسياليسم، صيهونيسم(موعود گرا) و دموکرات مسيحي بدانيم؛ ديگر، ورقهاي تاريخي همچون جنگ جهاني دوم و جنگ سرد و حمله به افغانستان و عراق به بهانه از بين بردن فاشيسم، کمونيسم و تروريسم معنايي شکل يافته در ذهن ما مي‌يابد.
3 – در اينجا نويسنده سعي دارد با بر شمردن چند کنش اجتماعي در کشور ايران که فاعل همگي آنها در جهت دفاع از حقيقتي که به دوش خود مي‌کشد آنها را صورت مي‌دهد، مخاطب را به اندکي انديشيدن درباره کشف گفتمان رايج بر ادبيات سياسي و اجتماعي امروز ايران دعوت ميکند:
- رد صلاحيت‌هاي فله‌اي در انتخابات‌هاي مختلف
- مميزي شديد در حوزه انديشه و فرهنگ
- ترجمان يکسويه متون ديني در جهت تحکيم بخشيدن به قدرت، حتي در مقطع دبستان
- تعطيلي مدارس روشنفکري در حوزه رسانه و بالاخص مطبوعات و اينترنت
- تعطيلي موسسه گفتگوي تمدنها بدستور مستقيم رئيس دولت
- تغييرات اساسي در اساسنامه نهادهاي مدني به منظور حکومتي کردن آنها
- ديدارهاي پياپي افرادي همچون مصباح يزدي با اهالي قدرت و مخصوصا وزير علوم
- برگزاري مراسم بزرگداشت براي افرادي همچون "حاج رضوان" و اسطوره خواندن آنان
- حضور نظاميان در مسندهاي اجرايي همچون رياست دانشگاه و رياست باشگاههاي ورزشي
- اختصاص دادن ميلياردها تومان در جهت بسط اماکن مذهبي همچون جمکران و . . .
 در انتها من يک شهروند نگرانم! و البته مسئول!

پا نوشت-----------------------------------------------------------------
1 - گفتمان، پادگفتمان و سياست، محمدرضا تاجيک، تهران، موسسه تحقيقات و توسعه علوم انساني، 1383، صفحه 14
2 - همان، صفحه 49
3 - تحليل انتقادي گفتمان، نورمن فرکلاف، گروه مترجمان، تهران، مرکز مطالعات و تحقيقات رسانه ها،
 1379، صفحه 7

 

 

 

+ چهاردهم اسفند 1386|نويد |